خلاصه داستان: داستان مرد جوانی را روایت می کند که دچار فراموشی شده است. او با یک بقای سرسخت در یک شیوع زامبی مانند جمع می شود تا دوست دخترش را پیدا کند.
خلاصه داستان: زنی به امید ادامه دادن به خانه برمی گردد، اما وقتی کسی سعی می کند از پیشنهاد غافلگیرکننده دوست پسرش، حتی از طریق قتل، جلوگیری کند، متوجه می شود که در بیابان برای بقا می جنگد.
خلاصه داستان: یک شمشیرباز رقابتی موافقت می کند که یک دستگاه آزمایشی را آزمایش کند که به او اجازه می دهد در رویاهای روشن تمرین کند که در آن با غریبه ای مرموز آشنا می شود که ازدواج، روحیه او و مسیر او را به سمت طلای المپیک خراب می کند.
خلاصه داستان: خانواده ای دعوت می شوند تا یک آخر هفته کامل را در خانه ای تنها در حومه شهر بگذرانند، اما همانطور که آخر هفته پیش می رود، متوجه می شوند که جنبه تاریکی در خانواده ای نهفته است که آنها را دعوت کرده است.
خلاصه داستان: ناامید برای شروعی دوباره در زندگی پس از یک فاجعه در ساعتش، یک کنترلر ترافیک هوایی معلق وقتی که با معشوق مخفی خود به بازی می افتد، خود را در دنیایی از کلاهبرداری مالی و دستکاری می بیند.
خلاصه داستان: مایا در یک اقامتگاه تجاری انحصاری در کوههای راکی شرکت میکند و در آنجا با مردی آشنا میشود که یک رقیب است. همانطور که آنها مجبور به جفت شدن هستند، یک ارتباط بعید شروع به تکامل می کند.
خلاصه داستان: در کلبه ای در اعماق بیابان، یک آخر هفته شکار تبدیل به یک ضرب و شتم و یک مبارزه برای بقا می شود، زمانی که دسته ای از گرگ ها به یک مرد، بهترین دوست زن و نامزدش حمله می کنند.