خلاصه داستان: تعدادی از دانشجویان برای شرکت در یک رویداد بادبادک در طول محل زندگی زمستانی به منطقه خزر سفر کرده اند. در کنار اردوگاه آنها یک کلبه کوچک است که توسط سه آشپز که در یک رستوران در نزدیکی کار می کنند ، اشغال شده است.
خلاصه داستان: سه نوازنده جوان که به طور تصادفی در مشکلات مالی قرار دارند ، در یک نقشه قتل یک مرد ثروتمند شرکت می کنند. آنها تصمیم می گیرند به مرد ثروتمند کمک کنند و روز را نجات دهند.
خلاصه داستان: در حالی که رانا و اماد ، یک زوج متاهل ، در تولید "مرگ یک فروشنده" شرکت می کنند ، "او در خانه جدید آنها مورد حمله قرار می گیرد ، که وی را مصمم می کند که مرتکب را بر سر اعتراضات آسیب دیده همسرش پیدا کند.
خلاصه داستان: شیرین که با همسر و فرزند خود مشکل دارد ، در جستجوی راهی برای برقراری ارتباط با آنها و حل مشکلات خانوادگی است اما او نمی تواند در این امر موفق شود بنابراین به یک بحران می رسد. دومین تلاش او برای خارج شدن از این بحران ...
خلاصه داستان: QADER ، آجری از سردشت در ایران غربی که همسرش با فرزند چهارم خود باردار است ، ناگهان خود را در میان جرم جنگی که توسط رژیم صدام انجام شده بود ، پیدا کرد. در تاریخ 28 ژوئن 1987 ، جنگجویان هوایی عراق بمب های گاز خردل را رها کردند ...
خلاصه داستان: داستان مردی رها شده بر سر دوراهی است که سعی می کند در روزهای غلبه بر نامردی صادق بماند و از میان چندین زن محیط خود مناسب ترین فرد را برای زندگی انتخاب کند.
خلاصه داستان: امید تولدش را با خوشحالی در کنار همسر و خانواده اش در ویلایی زیبا در کنار دریای خزر جشن می گیرد. یک تماس تلفنی از سوی همسر سابق امید، جشن را به حالت تعلیق در می آورد، زیرا او بمبی را می ریزد که تهدید به افشای ماجرای جدید می کند.