خلاصه داستان: Yongcheonru بزرگ ترین مهمانخانه در Joseon است. شعار آنها این است که مشتری پادشاه است. Yeongcheonru چهار کارآموز جدید دارد و آنها دلایل خاص خود را برای کار در آنجا دارند.
خلاصه داستان: اسباب بازی در یک حلقه زمانی به دام افتاده است و شب سال نو را دوباره زنده می کند. او با وی ملاقات می کند، او نیز در این حلقه گیر کرده است. آنها تصمیم میگیرند «لحظههای عالی» را جستجو کنند و یاد بگیرند که شادی را در شگفتیهای کوچک بیابند و هر روز را گرامی بدارند.
خلاصه داستان: اوگنی اونگین به سبک بزرگ زندگی می کند: توپ ها، پذیرایی ها، اولین نمایش های تئاتر و سایر سرگرمی هایی که پایتخت می تواند به یک مرد جوان ارائه دهد. اما زندگی اجتماعی مدتهاست که او را خسته کرده است، بنابراین او خبر بیماری عمویش را زنده می داند ...
خلاصه داستان: یک رقصنده سرسخت و یک بازیکن خودخواه با احساسات خود نسبت به یکدیگر مبارزه می کنند، زیرا آینده پس از فارغ التحصیلی آنها را تهدید می کند که آنها را از هم جدا کند.
خلاصه داستان: الفابا، زن جوانی که به دلیل پوست سبزش دچار سوءتفاهم شده است، و گلیندا، دختری محبوب، در دانشگاه شیز در سرزمین اوز با هم دوست می شوند. پس از برخورد با جادوگر شگفت انگیز شهر اوز، دوستی آنها به نقطه ای می رسد...
خلاصه داستان: عاشقانه یک مرد با یک زن مرموز او را به مسیری تاریک سوق می دهد زیرا با حوادث وحشتناک، ناپدید شدن ها و دلشکستگی روبرو می شود در حالی که فورا سعی می کند ماهیت واقعی خود را در این عاشقانه فانتزی وهم انگیز تلوگو کشف کند.
خلاصه داستان: داستان عاشقانهای با پل تکلوگ که در آن سوک جی وون و یون جی وون که در یک روز و با همین نام متولد شدهاند و نسلها دشمن یکدیگر بودهاند، پس از ۱۸ سال دوباره به هم میرسند.
خلاصه داستان: یک ویراستار کتاب شهر نیویورک برای اداره یک کتابفروشی برای ماه دسامبر انتخاب میشود، در حالی که با پسر صاحبان کتابفروشی سر به سر میزند، دوباره جرقه خلاقیت خود را کشف میکند و میآموزد که استعداد (و عشق) را میتوان در هر کجا پیدا کرد.