خلاصه داستان: پینوکیو جوان برای دیدن دنیا از خالق نابغه خود ژپتو همراه با اسب تیبالت فرار می کند و به سیرک مسافرتی می پیوندد که توسط قاتل مودجافوکو اداره می شود.
خلاصه داستان: یک خلبان جنگنده به گذشته سفر می کند تا جهان آینده را از فاجعه زیست محیطی نجات دهد، اما یک عارضه جانبی او را دوباره جوان می کند و هیچ کس او را جدی نمی گیرد.
خلاصه داستان: الفکینزهای افسانهای (Heinzelmännchen) کلن کوتولههایی بودند که شبها مخفیانه به صنعتگران کمک میکردند تا اینکه 200 سال پیش توسط همسر بدخواه یک خیاط بیرون راندند.