خلاصه داستان: QADER ، آجری از سردشت در ایران غربی که همسرش با فرزند چهارم خود باردار است ، ناگهان خود را در میان جرم جنگی که توسط رژیم صدام انجام شده بود ، پیدا کرد. در تاریخ 28 ژوئن 1987 ، جنگجویان هوایی عراق بمب های گاز خردل را رها کردند ...
خلاصه داستان: دانیل و سارا یک پسر 9 ساله به نام اریک دارند و آنها به تازگی به خانه جدیدی نقل مکان کردهاند و نمیدانند همسایهها آن را "خانه صداها" مینامند. اریک اولین کسی است که متوجه صداهای عجیب پشت هر در می شود.
خلاصه داستان: دو خواهر جوان متوجه میشوند که تمام آینههای خانه عمهشان پوشیده یا پنهان است. وقتی یکی از آنها روی آینه ای در زیرزمین اتفاق می افتد، او ناخودآگاه یک شیطان بدخواه را آزاد می کند.
خلاصه داستان: فردی ممکن است یک سگ پشمالو باشد، اما او قلب یک گرگ را دارد، و او با فارغ التحصیلی از آکادمی هاولینگتون که فقط گرگینه ها است، آن را ثابت خواهد کرد.
خلاصه داستان: داستان مردی رها شده بر سر دوراهی است که سعی می کند در روزهای غلبه بر نامردی صادق بماند و از میان چندین زن محیط خود مناسب ترین فرد را برای زندگی انتخاب کند.
خلاصه داستان: نوبیتا به آینده سفر می کند تا عروسش را به مادربزرگ محبوبش نشان دهد، اما نوبیتا بالغ از عروسی خود فرار کرده است. آیا او هرگز می تواند شوهر خوبی برای شیزوکا باشد؟