خلاصه داستان: دو دانشآموز دبیرستانی تصمیم نمیگیرند که آخرین جشن بزرگ قبل از هزاره جدید را در شب سال نوی 1999 برپا کنند. وقتی ساعت نیمهشب را نشان میدهد، شب دیوانهتر از آن چیزی است که میتوانستند تصور کنند.
خلاصه داستان: ادوارد به دنبال خانواده بیولوژیکی در پرتغال است. او یک ویلا پیدا می کند و با مادر و دوقلو خود که مدت هاست گم شده بود، قرار می گیرد. اما گذشته مشترک آنها راز تاریکی در خود دارد که برای همیشه درک او از هویت و منشاء خود را تغییر خواهد داد.
خلاصه داستان: یک آزاده مشروط اخیر (دنی ترجو) یک جادوگر مکزیکی را مجبور میکند تا خانه قدیمیاش را احیا کند تا بتوانند به او کمک کنند تا مزرعه زنی را از دست یک قاچاقچی بیرحم نجات دهد.
خلاصه داستان: بن میرس نویسنده به خانه دوران کودکی خود یعنی لوت اورشلیم باز می گردد تا الهام بخش کتاب بعدی خود باشد تا دریابد که زادگاهش توسط یک خون آشام تشنه به خون طعمه می شود.
خلاصه داستان: خانواده از پویایی آشفته دهه 1960 عبور می کند. مادر از شوهر الکلی جدا می شود. دختران با تغییرات دست و پنجه نرم می کنند. هدیه عتیقه پدر نیروی تاریکی را پنهان می کند که همه را به خطر می اندازد.