خلاصه داستان: یک آزاده مشروط اخیر (دنی ترجو) یک جادوگر مکزیکی را مجبور میکند تا خانه قدیمیاش را احیا کند تا بتوانند به او کمک کنند تا مزرعه زنی را از دست یک قاچاقچی بیرحم نجات دهد.
خلاصه داستان: جاده ای خاک آلود را به سمت شهر مرگ دنبال می کند. زمان از آگاهی به آگاهی دیگر در جریانی هیپنوتیزمی از رویاها، آرزوها و خاطرات جابهجا میشود، دنیایی از ارواح که شخصیت پدرو پارامو عاشق، ارباب، قاتل بر آن تسلط دارد.
خلاصه داستان: در بولیوی، بوچ کسیدی (که اکنون خود را جیمز بلکثورن می نامد) برای آخرین بار به خانه می رود، ماجرایی که او را با یک سارق جوان همسو می کند و این دو را به هدفی برای باندها و قانونگذاران تبدیل می کند.