خلاصه داستان: نگاهي به تاريخ سينماي ايران از آغاز تا امروز: ميرزا ابراهيم خان عكاس باشي كه در شوق ازدواج با آتيه مي سوزد، همراه مظفرالدين شاه به سفر فرنگ مي رود و در آنجا همراه شاه قاجار به سينماتوگراف علاقه مند مي شود....
خلاصه داستان: آقای مدبر که دوبلور است در یکی از صحنه های مستندی که در حال دوبله است، همسرش کیان را می بیند که در ماشین غریبه ای نشسته است. او با کمک کارگردان و تدوینگر مستند غریبه ای را پیدا می کند که یک پیاده دارد...
خلاصه داستان: سینهسرخ پرنده عجیبییه!؟، بهارا میره، زمستونا برمیگرده، از سرما و سختی نمیترسه، کوچ نمیکنه، دونهاش رو پیدا میکنه، یا لونهاش رو تغییر میده، ما همهمون سینه سرخیم…
خلاصه داستان: فیلم سینمایی ملی و راه های نرفته اش داستان در مورد ملیحه دختری جوان است که عاشق پسری به نام سیامک می شود ولی بر خلاف میل خانواده اش با او ازدواج میکند اما به زودی اختلاف فرهنگی و اخلاقی آنها باعث ایجاد مشکلاتی بزرگ بین آنها میشود …
خلاصه داستان: کارگردانهای ایرانی توسط یک قاتل سریالی ناشناس سلاخی میشوند و حسن کسمایی، کارگردانی که در لیست سیاه قرار گرفته، تنها در مورد یک چیز کنجکاو است: چرا قاتل دنبالش نیست؟
خلاصه داستان: در فیلم دیدن این فیلم جرم است حول محور یک گرونگانگیری می گردد. جوانی بسیجی پس از آن که همسر محجبه اش مورد ضرب و شتم یک شهروند قرار می گیرد و نهایتا منجر به سقط جنینش می شود، تصمیم می گیرد با دستگیری ضارب او را به سزای عملش برساند اما زمانی که مشخص می شود ضارب یکی از اشخاص رده بالای حکومتی است، کار به جاهای پیچیده می کشد.
خلاصه داستان: دو دزد قدیمی به نامهای کمال و جمال که پس از سالها از زندان آزاد میشوند، به سراغ همدست خود - اسی - میروند تا سهم خود را از آخرین سرقت خود بگیرند.
خلاصه داستان: صفدر کوکبی در فیلمهای فارسی به عنوان بدل بازی میکند و به صفدر استالونه معروف است. در این میان اعضای یک گروه صهیونیست که رهبری آن به عهده یکی از اعضای موساد است، صفدر را به جای یکی از همکاران فراری خود به نام اردشیر سرلک دستگیر میکنند
خلاصه داستان: فیلم یدو درباره ماههای آغازین جنگ تحمیلی است. دورانی که خانوادههای شهرهای مختلف خوزستان به ناچار خانه، کاشانه و همه دلبستگی خود را رها کردند و به شهرهای دیگر پناه بردند تا جان خود را نجات دهند؛ اما در این میان مادری قصد ندارد خانه و کاشانه خود را رها کند و پسر بزرگتر و نوجوان خانواده، از این تصمیم مادرش عصبانی است. مدام به جان مادر غر میزند که مانند تمام اهالی محل از آن جا بروند تا از بین نرفتهاند؛ به هر بهانهای با مادر بحث میکند و حرف از رفتن میزند. مادر اما بیش از آنچه یدو تصورش را دارد عاشق خانهای است که در آن مادر شده است و…